دیدم عده ای مرده ی متحرک را که بر یک زنده ی همیشه جاوید عزاداری می کنند. دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در یکم دی 1388ساعت 11:44  توسط نازیلا ساکی
|
گاهی اوقات فکر میکنم شجاعت کسی که می تونه خودشو کنترل کنه و پشت سر کسی که ازش دلخوره حرف نزنه از یه فرمانده جنگی بیشتره خوشبحال کسی که آسان می بخشه و غیبت نمی کنه.
+ نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1388ساعت 14:33  توسط نازیلا ساکی
|
مدتیه مجبورم حضور یک نفر را به عنوان پرستار برای نگهداری فرزندانم دائم در کنار خودم داشته باشم محک خوبیه برای سنجش میزان تحمل اما بعضی وقتا کم می یارم.
+ نوشته شده در هجدهم آذر 1388ساعت 20:2  توسط نازیلا ساکی
|
داستان زندگی هر کدام از ما کتاب منحصر بفردی است که در صورت چاپ شدن ممکن جوایز مختلف بگیره و بارها تجدید چاپ بشه ولی به قول عاقلی دل آدم سفره نیست که هرجا خواست پهنش کنه .
+ نوشته شده در یکم آذر 1388ساعت 10:44  توسط نازیلا ساکی
|
همیشه تغییر و عادت به تغییر هم زمان می بره و هم خیلی سخته . هرکس تغییر رو در زندگی تجربه می کنه و سعی می کنه از شرایط سخت اون سربلند بیرون بیاد گاهی اونقدر تغییر قبای گشادی برای تن نحیفمان می شه که مدام راه می ریم و از گشادی قبا گله می کنیم غافل از اینکه خودمون لاغر شدیم و باید بیشتر به خودمون برسیم .
+ نوشته شده در هجدهم آبان 1388ساعت 8:22  توسط نازیلا ساکی
|
مادری کردن علاوه بر سختی های جسمی، روحیه بزرگ و با شکوهی می طلبد شاید نوعی شعار باشد ولی تا مادر نشوی نمی دانی مادر چه زحمتی برای هر ثانیه از رشدت کشیده و هرگاه توانستی حق مادری را ادا کنی آنوقت شایسته بهشت الهی خواهی شد.
+ نوشته شده در بیست و هشتم مهر 1388ساعت 15:16  توسط نازیلا ساکی
|
نیکا و شایای دوست داشتنی ورود تان به زندگیمان مبارک .
+ نوشته شده در بیستم مهر 1388ساعت 15:45  توسط نازیلا ساکی
|
روزوزهایی که می گذرد چه خوب چه بد از نظر ما روزهایی است که روزی باید برای تک تک ثانیه هایش پاسخ گو باشیم چه ار غیر این باشد جهان با تمام وسعتش پوچ و بی ارزش می شود و پوچی هم نتیجه جز یاس و ناامیدی نخواهد داشت . شاید وقتی دیگر فرصتی پیش آید تا بنویسم از آنچه که فکرم را مشغول خود کرده است .تا بعد.
+ نوشته شده در دوم مهر 1388ساعت 12:56  توسط نازیلا ساکی
|
+ نوشته شده در دهم شهریور 1388ساعت 14:25  توسط نازیلا ساکی
خدایا می دانی که تنهایی ما انسانها از چه نوعیست ، خودت می دانی که جاهلیم ، عجولیم ، فراموشکاریم ، ناسپاسیم ...
می شناسیمان پس گذشت کن از آنچه می دانی و ما را شایسته عقابت می کند.
+ نوشته شده در دوازدهم مرداد 1388ساعت 12:47  توسط نازیلا ساکی
|